محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

7

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

ما بقى براءة القلم است و چون در اواخر ايام زندگانى ، طبيعت كهولت طينت انسانى از ارتكاب شهوات نفسانى متقاعد ميگردد ، خاطر از فكرهاى بلند منظومات تنزّل نموده ذوق اطلاع بر دقايق حقايق حديث « 1 » ، خصوصا تفاسير علماى دين و تصانيف فضلاى بلاغت آيين كه مطالعهء آن زنگ غفلت از صفحهء آيينهء دل مى - زدايد و ملاحظهء آن ابواب خبرت و انتباه بر روى خاطر فاتر ميگشايد ، ترقى لازم دانسته خلاصه اوقات شبانروزى را بتدارك و تلافى مافات ميگذرانيد و بعضى زمان را بممارست و محافظت فن تاريخ و سير كه شمايم متون اخبارش نزهت فزاى روضهء احبابست و نسايم فنون آثارش چون نفحات رياض انس غنچه گشاى چمن خاطر أُولُوا الْأَلْبابِ « 2 » مصروف ميگردانيد ، تا آنكه در اوايل بهار سنهء ثمان و تسعين و تسعمائه ، كه رايت ظفر طراز پادشاه سرافراز ، بصوب مملكت شيراز ، حفّت « 3 » بالمكارم و الاعزاز ، به جهت تنبيه و تأديب يعقوب خان ذو القدر سمت ارتفاع يافت و چون پرتو انوار ماهچهء علم فيروزى شيم « 4 » بر ساحت آن خطهء جنت راحت تافت ، باندك زمانى ، بيمن اقبال پادشاهى ، بل بمحض تأييدات الهى ، يعقوب خان اسير سرپنجهء تقدير گرديده بجزاى اعمال و سزاى افعال خسران مآل خود رسيد و چون خبر اين فتح مبين در اطراف و اكناف بلاد ايران زمين منتشر گرديد ، اصحاب خبرت را موجب حيرت گشته وقوع اين امر غريب را از مقولهء خرق عادت شمرده گوش زمان ، از زبان غبى و لبيب ، نداى حيرت فزاى « هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ » « 5 » شنيد [ زيرا ] كه قلعهء اصطخر در حصانت و رصانت ، موجب فخر سلاطين عجم بوده و از عهد جمشيد كه بانى مبانى آن قصر مشيد است [ 4 ] [ تا اين روزگار هيچ يك از پادشاهان ذوى الاقتدار را تصزّف در آن دست نداده و كمند تسلّط هيچ صاحب شوكتى

--> ( 1 ) - م : منثورات . ( 2 ) - متن : « اولو الالباب » ( 3 ) - م : نهضت . ( 4 ) - م : شميم . ( 5 ) - سورهء 38 آيهء 5 .